به عنوان بیانیه ارزشی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه نسبت به تکنولوژی مطرح می باشد. هرچند منشور ملی تکنولوژی و سیاست ملی علم و تکنولوژی هم خانواده اند اما مترادف نیستند. منشور ملی تکنولوژی همچون شالوده و پشتوانه ارزشی اصولی سیاست مذکور است. و هرچند باید تغییرپذیر باشد اما نرخ تغییرات آن به اندازه سیاست ملی علم و تکنولوژی نخواهد بود. منشور ملی تکنولوژی می تواند به عنوان زیربنای استراتژی ملی تکنولوژی نیز تلقی گردد.
اهم معیارهای منشور ملی تکنولوژی عبارتند از: مفهوم گرایی، ارزش گرایی، آینده گرایی، دورنما آفرینی، تبیین شفاهی از تعامل فرهنگ و تکنولوژی، پارادایم گرایی، رهبری گرایی و جامعیت گرایی.
۱- مفهوم گرایی
یعنی پرورش و تعریف مفاهیم پایه ای در زمینه مدیریت علم و تکنولوژی؛ تا جایی که این تعریف ها در کشور استاندارد شده و در تمامی اسناد ملی مرتبط با علم و تکنولوژی به آن ها استناد شود. ضمن اینکه گویایی تعریف ها بر بار آموزشی آن ها بیافزاید. تعریف واژه هایی همچون علم، تکنولوژی، دانشمند، مدیریت استراتژیک تکنولوژی، نوآوری تکنولوژیک، تحقیق و توسعه، انتقال تکنولوژی، سواد تکنولوژیک، نظام ملی نوآوری، سیاست ملی علم و تکنولوژی، زایش صنعتی، تکنولوژی های حیاتی، و تکنولوژی های دو منظوره از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
۲- ارزش گرایی
به معنای برخورداری منشور از یک بنیان ارزشی استوار و شفاف است که با واژگانی خوش ساخت، پیراسته، برانگیزاننده و هشداردهنده نوشته شده باشد. يعني استوار بودن منشور بر دركی عميق و گسترده از آينده جهان و كشور. به ويژه نقش فعال تكنولوژي در تغيير شيوه زيست ملي و نيازهاي امنيتي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي. دستيابي به اين درك، اصولاً مستلزم گرم شدن فعاليت ها يا آينده پژوهی در محيط های سياست گذاری كشور است. كه خود ايجاب مي كند تا شبكه ای ازكانون های تفكر در درون و يا در جوار كليه نهادهايی كه در تعامل با تكنولوژي به سر مي برند و در بالا ذكر شدند به وجود آيد. بايد باور كنيم كه جامعه اسلامي براي تبيين آينده علمی و تكنولوژيكی خود نمی تواند بر انديشه هاي تافلر و امثال وی تكيه كند.
۴- دورنما آفرينی
كه جنبه مهمی از منشور تكنولوژی است و هنر ما در تصويرسازی از آينده را نشان مي دهد. منشور ملي تكنولوژی بايد بگويد كه جايگاه تكنولوژيكی ايران اسلامي در آينده جهان كجاست و جامعه ما بايد كوشش های تكنولوژيكی خود را بر چه حوزه هایی پراولويتي متمركز كند. در اينجا بايد هوشيار باشيم كه راه افراط نپيماييم و به بهانه تاكيد بر تكنولوژی های نو، از ارزش حياتی تكنولوژي های سنتی خود غافل نشويم! .چرا كه نابودی اين تكنولوژی ها يعنی فنای بسياری از كسب و كارها و مشاغل سنتی، كه پر كردن جاي خالی آن ها آسان نخواهد بود.
صراط مستقيم اين است كه با استفاده از شگردهای ادغام تكنولوژی، كه ژاپنی ها در آن استادند، به نوسازی تكنولوژی های سنتی خود بپردازيم. به هر حال اين نكته را بايد متذكر شويم كه ما شيعه ايم و تصوير منحصر به فردی از آينده داريم كه بايد در تمامی تصويرهای ما از آينده، بازتاب روشنی داشته باشد.
۵- تبيين شفافی از تعامل فرهنگ و تكنولوژی
اگر اين تعامل مورد غفلت قرار گيرد، مي تواند دو ضايعه جبران ناپذير به همراه داشته باشد. يكی ضايعه فرهنگی است كه از ناديده گرفتن تاثيرات ويرانگر تكنولوژی بر فرهنگ جامعه و خصوصاً شيوه زيست ما ناشی مي شود. آينده پژوهان اخيراً هشدار داده اند كه تكنولوژی تا دو دهه ديگر مذهب منفور خود، “مذهب تكنولوژی” را در جهان گسترش خواهد داد!. و مگر مذهب تكنولوژی چيزی جز سكولاريسم سنگر گرفته در ماهيت تكنولوژی معاصر است؟ ديگری، ضايعه تكنولوژيكی است كه از عدم اقبال فرهنگی جامعه نسبت به ايجاد و اشاعة جدی “تكنولوژی های مناسب” ناشی مي شود. بماند كه مفهوم تكنولوژی مناسب جای تامل بسيار دارد.
۶- پارادايم گرایی
پارادايم يعنی فرضيات، عادات تفكری و قوانين نانوشته ای كه محدوده اقدامات ما را تعيين مي كنند. در تعريفی ديگر، كه مناسب تكنولوژی است، پارادايم يعنی الگوی حل مسائل كه از طرز تفكر و چارچوب ذهني ويژه ای ناشی مي شود. پژوهشگران نشان داده اند كه مسائل تكنولوژی سنتی با الگوهایی حل می شده است كه تفاوت های زيادی با الگوهای حل مساله در عصر تكنولوژی علمی دارد. سخن اين است كه پاراديم های نوين تكنولوژي، قواعد بازي تكنولوژی و صنعت را در سطوح ملی و جهانی به كلي تغيير داده است و اگر از آن ها غافل بمانيم، آينده صنعتی كشور قطعاً به مخاطره مي افتد.
اين را هم بايد بدانيم كه وقتی پارادايم های تكنولوژی جابجا مي شوند، سياست های تكنولوژی و صنعت نيز متحول مي شوند. چنانكه در بسياری از كشورها شاهد يك انقلاب همه جانبه در اين سياست ها هستيم. بنابراين، انتظار می رود كه منشور ملي تكنولوژی، با زبانی گويا و شفاف به تبيين پارادايم های نوين تكنولوژی بپردازد.
۷- رهبری گرایی
منشور ملي بايد چنان ساخته و پرداخته شود كه روح پيشتازی در آن موج بزند و جامعه ما را به كسب رهبری جهانی(يا حداقل منطقه ای) در بعضی از حوزه های استراتژيك تكنولوژی برانگيزد. واقعيت اين است كه اگر چنين اتفاق مباركی روی ندهد، نه تنها احساس سربلندی نسل های فردای ما آسيب خواهد ديد، بلكه كشور نيز همواره در حاشيه بازی جهانی تكنولوژی باقی خواهد ماند. براي رسيدن به اين سطح تكنولوژی، اقدامات زيربنايی فراوانی لازم است كه يكی از آن ها تعيين كانون رهبری تكنولوژی در سطح كشور است. به زبان ديگر، تعدد مراكز تصميم گيری و هدايت فعاليت های كلان تكنولوژی در كشور ما به گونه ای است كه در حال حاضر نمي توان هيچ نهاد خاصي را مسئول وضعيت تكنولوژيكی كشور قلمداد كرد. منشور ملی تكنولوژی بايد اين نهاد را به صراحت مشخص نمايد.
۸- جامعيت گرایی
در ايران اسلامي، مثل بسياري از كشورها، فعاليت های عمده تكنولوژی بين دو بخش دفاعی و تجاری تقسيم شده است. اين تقسيم كار اجتناب ناپذير است؛ ولی فعاليت های اين دو بخش، وقتی از حداكثر هم افزايی برخوردار مي شوند كه تحت يك سياست واحد ملی به اجرا درآيند. از اين رو، منشور ملي تكنولوژی بايد حاوی اصول و رهنمودهايی باشد كه تعامل و هماهنگی فعاليت های تكنولوژيكی اين دو بخش را افزايش داده است ؛ به هر يك از آن ها اجازه دهد كه به نحو موثری از شايستگي های طرف ديگر استفاده كند. هر چند منشور ملي تكنولوژی و سياست ملي علم و تكنولوژی هم خانواده اند، اما مترادف نيستند. منشور ملی تكنولوژی همچون شالوده و پشتوانه ارزشی-اصولی سياست مذكور است و هر چند بايد تغييرپذير باشد. اما نرخ تغييرات آن به اندازه سياست ملي علم و تكنولوژی نخواهد بود.
دیدگاهتان را بنویسید